ترجمه "Bonus" به فارسی
پاداش, پاداش، جایزه – کالای مجانی از یک نوع قلم کالای فروخته شده, شتل بهترین ترجمه های "Bonus" به فارسی هستند.
Bonus
-
پاداش
Your fee and a bonus to the first person to spot our man.
دستمزدت و یه پاداش اضافی برای اولین کسی که آدم ما رو پیدا کنه.
-
پاداش، جایزه – کالای مجانی از یک نوع قلم کالای فروخته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bonus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bonus
verb
noun
دستور زبان
An extra sum given as a premium, e.g. to an employee [..]
-
شتل
extra amount of money given as a premium
-
انعام
nounI should get a head of household bonus on my taxes.
باید برای وظایف خانه داریم انعام بگیرم .
-
پاداش
Your fee and a bonus to the first person to spot our man.
دستمزدت و یه پاداش اضافی برای اولین کسی که آدم ما رو پیدا کنه.
-
ترجمه های کمتر
- جایزه
- عیدی
- شتلی
- تلنگر
- مشوق
- انگیزه
- (انگلیس) سود پرداختی به بیمه داران
- حق الامتیاز
- حقوق اضافی که به عنوان جایزه به کسی پرداخت شود
- سوداضافی به سهامداران
- فوق العاده مشغل، پاداش
- ماهیانه ی پرداختی به کهنه سربازان
- وسیله تحریک
عباراتی شبیه به "Bonus" با ترجمه به فارسی
-
عیدی و پاداش
-
اجرت؛ پاداش
-
(سهام شرکت ها) سهم پاداشی (سهمی که به عنوان جایزه به خریداران برخی سهام می دهند)
-
پاداش سرمایه – سود- سودسهام
-
پاداش نقدی
-
پاداش حضور و غیاب
-
حق امتیاز کارآیی
-
بدون مزایا – بدون پاداش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن