ترجمه "Brokerage" به فارسی
واسطهگری, دلالی, داستارگاه بهترین ترجمه های "Brokerage" به فارسی هستند.
Brokerage
-
واسطهگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Brokerage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
brokerage
noun
دستور زبان
A business, firm, or company whose business is to act as a broker. [..]
-
دلالی
and to real estate brokerage and the jobbing ofbathroom fixtures he added an aroma of sanctity.
و به دلالی معاملات ملکی و دلالی لوازم حمام رنگ تقدس میبخشید.
-
داستارگاه
-
داستاری
-
ترجمه های کمتر
- اجرت دلالی
- بنگاه دلالی
- حق العمل
- حق دلالی
- دلال خانه
- پول دلالی
- کارگزاری، دلالی، واسطه گری
عباراتی شبیه به "Brokerage" با ترجمه به فارسی
-
حقالعمل
-
واسطه اعتباری
-
حق العمل · شرکت کارگزاری · پول دلالی
-
کارمزد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن