ترجمه "CONCEPT" به فارسی

طرح مفهومی, مفهوم, برداشت بهترین ترجمه های "CONCEPT" به فارسی هستند.

CONCEPT
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرح مفهومی

    طرح مفهومی تاکسی پرنده

    of a concept we call the starshade.

    یگ طرح مفهومی که آن را استارشید(سایه ستاره ای) می نامیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " CONCEPT " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

concept noun دستور زبان

An understanding retained in the mind, from experience, reasoning and/or imagination; a generalization (generic, basic form), or abstraction (mental impression), of a particular set of instances or occurrences (specific, though different, recorded manifestations of the concept). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفهوم

    noun

    something understood and retained in the mind [..]

    So I like that concept of using their own technology against them.

    به همين خاطر، من اين مفهوم استفاده از تكنولوژي خود آنها عليه خودشون رو دوست دارم.

  • برداشت

    noun

    He liked in Katavasov the clearness and simplicity of his conception of life.

    کاتاواسف را به خاطر برداشت روشن و ساده او از زندگی دوست میداشت.

  • فکر

    noun

    Scott, I don't think you're grasping the concept of the car chase here.

    " اسکات " ، من فکر نميکنم تو عمرت کلمه ي تعقيب و گريز رو فهميده باشي.

  • ترجمه های کمتر

    • ایده، فکر، فکر بکر، طرح، برنامه
    • فرایافت
    • اندیشه کلی
    • تصور کلی
    • معنی کلی
    • مفهوم (ابهامزدایی)
Concept
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفهوم

    noun

    So I like that concept of using their own technology against them.

    به همين خاطر، من اين مفهوم استفاده از تكنولوژي خود آنها عليه خودشون رو دوست دارم.

عباراتی شبیه به "CONCEPT" با ترجمه به فارسی

  • دارای عقل · دارای نیروی بینش یا اندیش زایی
  • آبستنی · آغاز هرفرایند · ابداع · ادراک · اندیش زایی · بارداری · برداشت · بسته شدن نطفه · بینش · تصور · تصور کلی · تصوّر · تعقل · تکوین · جنین · حاملگی · دریافت (فکری) · طرح اولیه · فرایافت · فکر · فکر اولیه · لقاح · مفهوم · مفهوم آفرینی · نطفه ی بسته شده · پنداشت · پیش پندار · گشن
  • تولید کانسپت · تولید کانسپت، تولید مفهوم (در معماری)
  • مفاهیم اساسی
  • مفهوم اساسی محافظه کاری
  • بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
  • مفهوم گردش وجوه
  • مفهوم عملکرد جاری
اضافه کردن

ترجمه های "CONCEPT" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه