ترجمه "Campaign" به فارسی

فرایند دست یابی به اهداف, کارزار, کمپین بهترین ترجمه های "Campaign" به فارسی هستند.

Campaign
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرایند دست یابی به اهداف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Campaign " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

campaign verb noun دستور زبان

A series of operations undertaken to achieve a set goal; as, an election campaign, a military campaign, an advertising campaign. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارزار

    noun

    series of operations undertaken to achieve a set goal [..]

    The campaign was successful and she won the election.

    کارزار تبلیغاتی موفقیتآمیز بود و او در انتخابات پیروز شد.

  • کمپین

    series of operations undertaken to achieve a set goal

    Let's campaign, pray and hope the tragedy does not occur again.

    بیایید کمپین راه بیندازیم، دعا کنیم و امیدوار باشیم که این تراژدی دوباره اتفاق نیفتد.

  • جنگیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سفری
    • مبارزه
    • اردوکشی
    • رزمیدن
    • لشگرکشی
    • پویش
    • (ارتش - یک سلسله عملیات نظامی به منظور خاص)
    • (میز و صندلی و غیره) صحرایی
    • (یک سلسله فعالیت های سازمان یافته به منظور خاص) پیکار
    • جنگ صلیبی
    • جنگ مذهبی
    • جهاد کردن
    • حملات پیاپی
    • رزم آوری
    • ساده و سبک و تاشو
    • سلسله عملیات
    • مبارزه کردن
    • پیکار کردن

عباراتی شبیه به "Campaign" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Campaign" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه