ترجمه "Carry" به فارسی
حمل کردن, بردن, حمل کردن بهترین ترجمه های "Carry" به فارسی هستند.
Carry
-
حمل کردن
The ancient game of the Wife Carry has been around for centuries.
بازي قديميِ حمل کردن همسرها در طول چندين قرن انجام ميشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Carry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
carry
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To lift (something) and take it to another place; to transport (something) by lifting. [..]
-
بردن
verbto transport by lifting
There was the engine room, but the exertion of carrying them to the furnace was not worth while.
موتورخانه کار میکرد اما بردن این شعرها تا آنجا برای سوزاندن به صرف نیرویش نمیارزید.
-
حمل کردن
verbTom got out and carried him into the hotel.
تام بلند شد واو را به داخل هتل حمل کرد.
-
رساندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حمل
- برد
- داشتن
- ترابرد
- منظور کردن، لحاظ کردن، در نظر گرفتن
- ترابری
- دربرداشتن
- تیررس
- نگهداشتن
- (از نظر مادی یا هزینه) سرپرستی کردن 1
- (بار مسئولیت و غیره را) بردوش کشیدن
- (بازرگانی) برای فروش عرضه کردن 6
- (جزو برنامه) ارائه دادن 0
- (جنوب ایالات متحده) مشایعت کردن 5
- (حسابداری - ریاضی) از یک ستون (یا صفحه یا زمان) به ستون دیگر (و غیره) بردن
- (در مورد صدا و غیره) رسیدن 4
- (رادیو و تلویزیون و روزنامه و غیره) حاوی بودن
- (شهر و قلعه و غیره) گشودن
- (موسیقی - در آواز) دقیقا و خوب از نت موسیقی پیروی کردن 8
- (کشاورزی) تولید کردن
- (گلوله و غیره) برد 1
- آبستن بودن
- ادب نگاه داشتن
- ارفاق کردن 2
- انباشته کردن
- انتقال دادن
- انجام وظیفه کردن
- با خود داشتن
- بار بردن
- باربری کردن
- باردار بودن
- برائت کردن
- برشانه کشیدن
- برنده شدن (در انتخابات و مسابقات و غیره) 3
- به عمل آوردن
- تحت تاثیر قرار دادن 9
- تحمل کردن
- ترابرد کردن
- ترابری کردن
- ترغیب کردن
- ثبت کردن
- حامل بودن
- حامله بودن
- حمل قایق بین دو دریاچه
- خرجی دادن
- دارای حرکات و رفتار بخصوصی بودن
- در شکم داشتن
- دوش فنگ 4
- رسانا بودن
- رسایی 5
- رقم نقلی
- سازش کردن
- فتح کردن
- منتقل کردن (در خود)
- مورد تصویب قرار گرفتن 0
- مکاری 3
- نقل کردن
- وادار کردن
- وارد نمودن
- پورتاژ 2
- پیروز شدن بر
- کشت کردن 7
- کفالت کردن
تصاویر با "Carry"
عباراتی شبیه به "Carry" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) دو آتشه · دارای کارت عضویت · عضو رسمی · واقعی
-
انتقال دادن به سالهای قبل
-
صورت گرفتن
-
مانده منقول به جلو-انتقال دادن به صفحه بعد
-
(در خریدهای قسطی) بهره و سایر هزینه های اضافی (که بابت مانده ی اقساط پرداخت می شود) · مخارج مالکیت و نگهداری-هزینه حمل و نقل · مخارج ملک · هزینه های ملک (مانند مالیات وتعمیرات و غیره)
-
هزینه مالکیت و نگهداری-هزینه حمل و نقل
-
مبلغ دفتری ثبت شده
-
تسری به دوره های گذشته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن