ترجمه "carry out" به فارسی
اجرا کردن, انجام دادن, كردن بهترین ترجمه های "carry out" به فارسی هستند.
carry out
verb
دستور زبان
(transitive) To hold while moving something out. [..]
-
اجرا کردن
verb -
انجام دادن
verbHe holds all the keys to successfully carry out God’s work on the earth.
او دارای تمام کلید ها برای انجام دادن کار خدا در روی زمین است.
-
كردن
-
ترجمه های کمتر
- انجام دادن-اجرا
- به نتیجه رساندن
- بیرون بردن
- ترتیب دادن
- تکميل کردن
- صورت گرفتن
- عملی کردن
- پی گیری کردن
- پیش بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carry out " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carry out"
عباراتی شبیه به "carry out" با ترجمه به فارسی
-
اجرا
-
غذاهای بردنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن