ترجمه "Census" به فارسی
سرشماری, سرشماری, احصائیه بهترین ترجمه های "Census" به فارسی هستند.
Census
-
سرشماری
I mean, who's been out taking a supernatural census anyway?
آخه ، کی داشته سرشماری موجودات ماوراءالطبیعه رو می کرده ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Census " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
census
verb
noun
دستور زبان
An official count of members of a population (not necessarily human), usually residents or citizens in a particular region, often done at regular intervals. [..]
-
سرشماری
nounA count of members of a population, not necessarily human, usually residents in a particular region, often done at regular intervals. [..]
I mean, who's been out taking a supernatural census anyway?
آخه ، کی داشته سرشماری موجودات ماوراءالطبیعه رو می کرده ؟
-
احصائیه
-
امار
-
ترجمه های کمتر
- تعداد، شمار،
- (در اصل - روم باستان) شمارش مردم و برآورد ارزش دارایی آنها به منظور تعیین مالیات سرانه
- ممیزی مالیاتی
عباراتی شبیه به "Census" با ترجمه به فارسی
-
یرامش رس هرادا
-
اداره كردن سرشماري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن