ترجمه "censure" به فارسی
سرزنش, سرزنش کردن, نکوهش بهترین ترجمه های "censure" به فارسی هستند.
censure
verb
noun
دستور زبان
The act of blaming, criticizing, or condemning as wrong; reprehension. [..]
-
سرزنش
nounEnough that you would abandon your family? Sam asked out loud, censure in his tone.
سَم با صدای بلند پرسید: آنقدر که به خاطرش خانوادهات رو ترک کنی ؟ صدایش سرزنش آمیز بود.
-
سرزنش کردن
verb -
نکوهش
here it would seem from some ambiguity in her terms that she was censuring both sexes equally
به واسطهی ابهامی که در اصطلاحاتش بود به نظر میرسید که هردو جنس را یکسان نکوهش میکرد؛
-
ترجمه های کمتر
- انتقاد
- سانسور
- طرد
- بررسی
- (در پارلمان و غیره) استیضاح
- (سخت) نکوهیدن
- استیضاح کردن
- انتقاد شدید
- ایرادگیری و عیب نمایی شدید
- بازخواست رسمی
- توبیخ رسمی
- شدیدا انتقاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " censure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "censure" با ترجمه به فارسی
-
استیضاح کردنی · سرزنش پذیر · نکوهیدنی
-
استیضاح کردنی · سرزنش پذیر · نکوهیدنی
-
استیضاح کردنی · سرزنش پذیر · نکوهیدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن