ترجمه "Closer" به فارسی

نزدیکتر, نزدیکتر, بازتر بهترین ترجمه های "Closer" به فارسی هستند.

Closer
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزدیکتر

    adjective

    Closer (film)

    I'm getting close, closer than I've ever been.

    دارم بهش نزدیک میشم ، از همیشه نزدیکتر شدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Closer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

closer noun adjective adverb دستور زبان

comparative form of close: more close [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزدیکتر

    adjective

    I'm getting close, closer than I've ever been.

    دارم بهش نزدیک میشم ، از همیشه نزدیکتر شدم.

  • بازتر

    Meanwhile Raskolnikov had squeezed in and stooped closer over him.

    در ضمن راسکلنیکف راهی باز کرد و کمی بیشتر خم شد،

  • وسیع تر

  • پهن تر

اضافه کردن

ترجمه های "Closer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه