ترجمه "closet" به فارسی
کمد, گنجه, اشکاف بهترین ترجمه های "closet" به فارسی هستند.
closet
adjective
verb
noun
دستور زبان
(chiefly US) A piece of furniture or a cabinet in which clothes or household supplies may be stored. [..]
-
کمد
nounfurniture [..]
All your stuff's either in the basement or the closet.
تمام وسايلت يا تو زيرزمينن ، يا تو کمد.
-
گنجه
nounAs quietly and quickly as they could, they darted out of the closet and down the stone steps.
با سرعت اما بی سرو صدا از گنجه خارج شدند و از پلههای سنگی پایین رفتند.
-
اشکاف
furniture
a form emerged from the closet;
هیکلی از اشکاف بیرون آمد،
-
ترجمه های کمتر
- پستو
- مخفی
- قفسه
- مستراح
- پنهانی
- محرمانه
- دولابچه
- دولاب
- خلوتگاه
- (در کاخ های شاهی) اتاق خصوصی (برای دعا یا مذاکرات خصوصی)
- اتاق مطالعه
- اتاقک (برای قرار دادن ملافه و جامه و غیره)
- خلوت کردن
- صندوق خانه
- منزوی شدن
- نظری (در مقابل عملی)
- پس پرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " closet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "closet"
عباراتی شبیه به "closet" با ترجمه به فارسی
-
توالت · دستشویی · سیفون · مستراح
-
اسکلت · ساختمان
-
نمایشنامه ای که بیشتر برای خواندن نوشته شده تا برای روی صحنه آوردن
-
گنجه ی ملافه ها (و حوله و رومیزی و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن