ترجمه "Consensus" به فارسی

اجماع, توافق، وفاق, اجماع بهترین ترجمه های "Consensus" به فارسی هستند.

Consensus
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجماع

    And so basically, this has been the Copenhagen Consensus' process.

    و خب به صورت پایه ای این روند اجماع کپنهاگ بوده است.

  • توافق، وفاق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Consensus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

consensus noun دستور زبان

A process of decision-making that seeks widespread agreement among group members. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجماع

    noun masculine

    general agreement [..]

    We don't need someone to reach a consensus.

    ما کسي رو نمي خوايم که به يه اجماع برسه

  • وفاق

    noun
  • توافق عام

    noun

    An opinion with which all or the majority of a group agree.

    The general consensus was to wait a day or two, gather more information, then hit them hard.

    توافق عام بر این بود که یک یا دو روز صبر کنیم، اطلاعات بیشتری کسب کنیم و بعد محکم بهشون حمله کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • همرایی
    • همزبانی
    • (فقه) اجماع
    • اتفاق نظر همگان
    • توافق (آرای عمومی)
    • عقیده ی اکثریت قریب به اتفاق

عباراتی شبیه به "Consensus" با ترجمه به فارسی

  • (آنچه که مستلزم توافق طرفین باشد) رضایی · (تنکردشناسی) هم واکنش (واکنش یک عضوهنگام انگیزش عضو دیگر مثلا: واکنش مردمک هر دو چشم هنگامی که فقط یک چشم تحریک می شود) · (حقوق روم باستان) قرارداد رضائی (که فقط در دوران توافق طرفین اعتبار داشت) · توافقی · واکنش توام
  • اجماع
اضافه کردن

ترجمه های "Consensus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه