ترجمه "consensual" به فارسی
توافقی, (آنچه که مستلزم توافق طرفین باشد) رضایی, (تنکردشناسی) هم واکنش (واکنش یک عضوهنگام انگیزش عضو دیگر مثلا: واکنش مردمک هر دو چشم هنگامی که فقط یک چشم تحریک می شود) بهترین ترجمه های "consensual" به فارسی هستند.
consensual
adjective
دستور زبان
With permission, with consensus, without coercion. [..]
-
توافقی
or international treaties that reflect that consensus.
یا معاهدات بین المللی چنین توافقی را نشان دهند.
-
(آنچه که مستلزم توافق طرفین باشد) رضایی
-
(تنکردشناسی) هم واکنش (واکنش یک عضوهنگام انگیزش عضو دیگر مثلا: واکنش مردمک هر دو چشم هنگامی که فقط یک چشم تحریک می شود)
-
ترجمه های کمتر
- (حقوق روم باستان) قرارداد رضائی (که فقط در دوران توافق طرفین اعتبار داشت)
- واکنش توام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consensual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consensual" با ترجمه به فارسی
-
اجماع · توافق، وفاق
-
(فقه) اجماع · اتفاق نظر همگان · اجماع · توافق (آرای عمومی) · توافق عام · عقیده ی اکثریت قریب به اتفاق · همرایی · همزبانی · وفاق
-
اجماع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن