ترجمه "Departure" به فارسی
مبدا, عزیمت, مرگ بهترین ترجمه های "Departure" به فارسی هستند.
Departure
-
مبدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Departure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
departure
noun
دستور زبان
the act of departing or something that has departed [..]
-
عزیمت
nounthe act of departing
It was the night before he made his departure for London.
قرار بوده فردای آن شب به لندن عزیمت کند.
-
مرگ
nounAs I said, we have decided to delay your departure.
همان طور که گفتم ، ما تصميم گرفتيم مرگ تو رو به تاخير بندازيم.
-
فراق
noun
-
ترجمه های کمتر
- حرکت
- رفتن
- خروج
- جدایی
- انحراف
- کوچ
- رحلت
- حركت
- رهسپاری
- کژروی
- وفات
- عدول
- فوت
- (با: from) انحراف
- (قدیمی) مرگ
- (کشتی رانی) مسافت خطی
- حرکت (از جایی)
- روپیچی از
عباراتی شبیه به "Departure" با ترجمه به فارسی
-
انحراف از بهای تمام شده تاریخی
-
تخته شیرجه · سکوی پرتاب، نقطه جهش · واگن سبک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن