ترجمه "dependable" به فارسی

اوستام پذیر, قابل اطمینان, قابل اعتماد بهترین ترجمه های "dependable" به فارسی هستند.

dependable adjective noun دستور زبان

Able, or easily able to be depended on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوستام پذیر

  • قابل اطمینان

    This was the address I was givenby a very dependable source.

    این آدرسی بود که من دریافت کردم، از یه منبع قابل اطمینان

  • قابل اعتماد

    He's going to ride with us into battle, we need to know he's dependable.

    اون قراره تو نبرد باهمون بتازه ، باید بدونیم که قابل اعتماد هست یا نه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dependable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dependable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dependable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه