ترجمه "Depict" به فارسی
نقش کردن، نمایش دادن, شرح دادن, آشکار کردن بهترین ترجمه های "Depict" به فارسی هستند.
Depict
-
نقش کردن، نمایش دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Depict " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
depict
adjective
verb
دستور زبان
To render a representation of something, using words, sounds, images, or other means. [..]
-
شرح دادن
verb -
آشکار کردن
Verb -
بیان کردن
The crime was depicted in the most vivid colors;
دلایل زیادی بر صحت وقوع قتل بیان کرده و تقریبا به درجه ثبوت رسانیده بود
-
ترجمه های کمتر
- تصویر کردن
- دیس گویی کردن
- دیسه کردن
- رسم کردن
- شناسا کردن
- مجسم کردن
- نشان دادن
- نقش كردن
- نقش کردن
- نگاره کردن
- هویدا کردن
عباراتی شبیه به "Depict" با ترجمه به فارسی
-
ترسیم · تعریف · طرح · نمایش · نگارش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن