ترجمه "Disbursement" به فارسی
پرداخت – خرج, خرج, پرداخت بهترین ترجمه های "Disbursement" به فارسی هستند.
Disbursement
-
پرداخت – خرج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Disbursement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
disbursement
noun
دستور زبان
The act, instance, or process of disbursing, which is the present participle of disburse. [..]
-
خرج
So also he disbursed three hundred francs for a wooden leg that she thought proper to make a present of to Hippolyte.
بدین ترتیب، شارل سیصد فرانک به منظور تهیه یک پای چوبی که اما صلاح دید به هیپولیت هدیه شود، خرج کرد.
-
پرداخت
The two coded entries in this ledger... represent cash disbursement to all levels of city officials, members of the police and to Alphonse Capone.
دو تا کدي که در اين دفتر ثبت شدن نشانگر پرداخت رشوه به تمام مقامات اداري شهر
-
وجه
-
ترجمه های کمتر
- (پول واعتبار و غیره)
- تخصیص بودجه
- دادن پول
- مبلغ پرداختی
عباراتی شبیه به "Disbursement" با ترجمه به فارسی
-
پرداختهای نقدی
-
دفتر روزنامه پرداختهای نقدی
-
(بودجه) تخصیص دادن · (پول و اعتبار و غیره) پرداختن · خرج کردن · سرکیسه را شل کردن · پرداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن