ترجمه "disc" به فارسی

دیسک, قرص, دیس بهترین ترجمه های "disc" به فارسی هستند.

disc noun دستور زبان

A thin, flat, circular plate or similar object. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیسک

    noun

    A round, flat piece of nonmagnetic, shiny metal encased in a plastic coating, designed to be read from and written to by optical (laser) technology.

    This is my favorite track on the entire disc.

    این تنها آهنگیه که تو کل این دیسک دوست دارم.

  • قرص

    noun

    the jagged pinnacle of a granite tor stood up against the lower curve of its silver disc.

    قلة مضرس تپهای سنگی گویی به انحنای زیرین قرص نقرهای آن می سایید.

  • دیس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گرده
    • (زیست شناسی) هر اندام دیسک مانند
    • (ماه و خورشید)قرص
    • disk( -1 هم می نویسند) گردک
    • اره ی مدور
    • تخفیف (قیمت)
    • تیغه ی گرد
    • صفحه گرامافون
    • صفحه ی گرامافون
    • صفحه ی گرد
    • کشف شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "disc"

عباراتی شبیه به "disc" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "disc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه