ترجمه "Disrupt" به فارسی

به هم ریختن، قطع کردن, (از هم) پاره کردن, (جلسه و مذاکره و غیره) مختل کردن بهترین ترجمه های "Disrupt" به فارسی هستند.

Disrupt
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به هم ریختن، قطع کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Disrupt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

disrupt adjective verb دستور زبان

(transitive) To throw into confusion or disorder. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از هم) پاره کردن

  • (جلسه و مذاکره و غیره) مختل کردن

  • به هم زدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • درهم دریدن
    • لخت کردن
    • منقطع کردن
    • چند تکه کردن

عباراتی شبیه به "Disrupt" با ترجمه به فارسی

  • نوآوری تحول آفرین
  • وفقه جفتگیری
  • ترکیده · سواشده · شکسته
  • آشفته · به هم زننده · متلاطم · مختل کننده · مخل · مزاحم · یاغی
  • ازهم گسیختگی · ترکیدگی · تعلیق · جدایی · دررفتگی · شکاف · شکست · فارسی
  • (برق) تخلیه در اثر قطع جریان · تخلیه ی جرقه ای
  • آشفته · به هم زننده · متلاطم · مختل کننده · مخل · مزاحم · یاغی
  • ازهم گسیختگی · ترکیدگی · تعلیق · جدایی · دررفتگی · شکاف · شکست · فارسی
اضافه کردن

ترجمه های "Disrupt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه