ترجمه "disruption" به فارسی
شکاف, ترکیدگی, دررفتگی بهترین ترجمه های "disruption" به فارسی هستند.
disruption
noun
دستور زبان
An interruption to the regular flow or sequence of something. [..]
-
شکاف
by either the disruption or incorporation of new genetic information.
خواه از طریق شکاف یا همکاری اطلاعات ژنتیکی جدید.
-
ترکیدگی
-
دررفتگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- تعلیق
- فارسی
- جدایی
- شکست
- ازهم گسیختگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disruption " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disruption" با ترجمه به فارسی
-
نوآوری تحول آفرین
-
وفقه جفتگیری
-
ترکیده · سواشده · شکسته
-
(از هم) پاره کردن · (جلسه و مذاکره و غیره) مختل کردن · به هم زدن · درهم دریدن · لخت کردن · منقطع کردن · چند تکه کردن
-
به هم ریختن، قطع کردن
-
آشفته · به هم زننده · متلاطم · مختل کننده · مخل · مزاحم · یاغی
-
(برق) تخلیه در اثر قطع جریان · تخلیه ی جرقه ای
-
(از هم) پاره کردن · (جلسه و مذاکره و غیره) مختل کردن · به هم زدن · درهم دریدن · لخت کردن · منقطع کردن · چند تکه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن