ترجمه "Donkey" به فارسی
خر, خر, الاغ بهترین ترجمه های "Donkey" به فارسی هستند.
Donkey
Donkey (Shrek)
-
خر
nounIf I was a dog, they'd call me Dog, not Donkey!
اگه سگ بودم بهم ميگفتن سگ بجايِ اينکه بهم بگم خر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Donkey " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
donkey
noun
دستور زبان
A domestic animal, Equus asinus, similar to a horse. [..]
-
خر
nouna domestic animal
We returned fire, blew a donkey's head off.
ما هم به آتششون جواب داديم ، سر يه خر منفجر شد.
-
الاغ
nouna domestic animal
The authority that belongs to the lion does not belong to the donkey.
چیزی را که شیر حق دارد، الاغ ندارد.
-
هالو
nouna fool
-
ترجمه های کمتر
- سر سخت
- کلّه خر
- کلّه سخت
- کندذهن
- سرسخت
- آدم احمق
- الاغ (ass هم می گویند)
عباراتی شبیه به "Donkey" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) مدت مدید · زمان طولانی
-
اكوئوس آسينوس · الاغها · خرها
-
شیر خر
-
لوکوموتیو کوچک · ماشین بخار کوچک (به ویژه موتوری که در کشتی برای بلند کردن محموله به کار می رود) · موتور فرعی
-
خرکاری (به ویژه کاری که پست و تکراری یا شاق باشد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن