ترجمه "donkeys" به فارسی

اكوئوس آسينوس, الاغها, خرها بهترین ترجمه های "donkeys" به فارسی هستند.

donkeys noun

Plural form of donkey. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اكوئوس آسينوس

  • الاغها

    Since that evening I have been specially fond of donkeys.

    از آنموقع من علاقهٔ عجیبی به الاغها پیدا کردهام و این علاقه بدر جه محبت شدیدی رسیده است.

  • خرها

    In some cultures, donkeys are revered as the wisest of all creatures.

    تو بعضي از فرهنگ ها به خرها به عنوان عاقل ترين موجودات احترام مي ذارن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " donkeys " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "donkeys" با ترجمه به فارسی

  • آدم احمق · الاغ · الاغ (ass هم می گویند) · خر · سر سخت · سرسخت · هالو · کلّه خر · کلّه سخت · کندذهن
  • (عامیانه) مدت مدید · زمان طولانی
  • شیر خر
  • لوکوموتیو کوچک · ماشین بخار کوچک (به ویژه موتوری که در کشتی برای بلند کردن محموله به کار می رود) · موتور فرعی
  • خرکاری (به ویژه کاری که پست و تکراری یا شاق باشد)
  • خر
  • آدم احمق · الاغ · الاغ (ass هم می گویند) · خر · سر سخت · سرسخت · هالو · کلّه خر · کلّه سخت · کندذهن
  • خر
اضافه کردن

ترجمه های "donkeys" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه