ترجمه "Dragon" به فارسی

اژدها, اژدها, عفریته بهترین ترجمه های "Dragon" به فارسی هستند.

Dragon proper noun

the Devil. Revelation 12:9; Revelation 20:2 [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اژدها

    noun

    You kicked my father away for the Dragon Head's Blade.

    تو پدر منو از تیغ سر اژدها دور کردی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dragon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dragon noun دستور زبان

A legendary, serpentine or reptilian creature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اژدها

    noun

    mythical creature [..]

    When the dragon carried me, caught in a storm.

    زمانی که اژدها من انجام شده ، در طوفان گرفتار شده است.

  • عفریته

  • (انجیل) شیطان

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه زن) سخت گیر و سبع
    • (جانور شناسی) سوسمار بال دار (جنس Draco - بومی جنوب خاوری آسیا)
    • (سابقا) تفنگ کوتاهی که به کمر بند سربازان آویخته می شد
    • (مهجور) مار بزرگ
    • (نجوم - D بزرگ) استارگان اژدها (Draco هم می گویند)
    • سربازی که اینگونه مسلح است

تصاویر با "Dragon"

عباراتی شبیه به "Dragon" با ترجمه به فارسی

  • شیطان خاردار
  • (جانورشناسی) اژدهای کومودو (بزمجه ی بسیار درشت و گوشتخوار بومی جزیره ی کومودو در اندونزی که طول او به 5/3 مترمی رسد: Varanus komodoensis)
  • (گیاه شناسی) درخت اژدها (Dracaena draco - بومی جزایر قناری)
  • اژدهای ریشدار
  • (گیاه شناسی) اژدهای سبز (Arisaema dracontium - گلی وحشی با محور گوشتی دراز و گریبانه ی سبز - بومی آمریکا) · فیل گوش
  • خون اژدها (انواع مواد انگمی سرخ فام که از یک نوع نخل بومی کشور اندونزی به نام لاتین Daemonorops draco به دست می آید)
  • روز اژدها
  • مانهوا
اضافه کردن

ترجمه های "Dragon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه