ترجمه "dragnet" به فارسی

دام, (تور برای گرفتن جانوران) تورشکاری, (تور ماهی گیری که دارای وزنه های کوچک است و به ته آب می رود و آن را در ته رود یا دریاچه و غیره می کشند و ماهی می گیرند)تورکشیدنی بهترین ترجمه های "dragnet" به فارسی هستند.

dragnet verb noun دستور زبان

A net dragged across the bottom of a body of water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دام

    noun

    you stay where you are. theres a dragnet out for you, raven

    همونجا که هستي وايسا اين يک دام براي خودته ريون

  • (تور برای گرفتن جانوران) تورشکاری

  • (تور ماهی گیری که دارای وزنه های کوچک است و به ته آب می رود و آن را در ته رود یا دریاچه و غیره می کشند و ماهی می گیرند)تورکشیدنی

  • ترجمه های کمتر

    • (در مورد تبهکاران و غیره) سازمان یاشبکه ی تله اندازی
    • تله ی توری
    • تور کششی
    • شبکه ی دستگیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dragnet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dragnet

Dragnet (1987 film) [..]

+ اضافه کردن

"Dragnet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dragnet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "dragnet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه