ترجمه "Dummy" به فارسی
زائد, مانكن, ساختگی بهترین ترجمه های "Dummy" به فارسی هستند.
Dummy
-
زائد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dummy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dummy
verb
noun
adjective
دستور زبان
A silent person; a person who does not talk. [..]
-
مانكن
-
ساختگی
-
آدمک
-
ترجمه های کمتر
- مانکن
- خنگ
- گنگ
- مجازی
- پستانک
- مصنوعی
- بدلی
- پخمه
- دروغین
- بدل
- (خودمانی) آدم ابله
- (مهجور) لال
- (هرچیز گول زنک و ساختگی که به جای چیز واقعی تعبیه شود مثلا کشو دروغین یا دری که روی دیوار نقاشی کرده باشند)
- (چاپ و صحافی) ماکت
- آلت دست
- دست نشانده (کسی که باطنا برای شخص ثالثی کار می کند)
- عامل سری
- گول زنه
- گول زنک
تصاویر با "Dummy"
عباراتی شبیه به "Dummy" با ترجمه به فارسی
-
سهامدار غیر واقعی
-
آدمک آزمایش تصادف
-
فعالیتهای مجاز
-
مدیران پوشالی – مدیران ظاهری
-
راحتی بخش · صلح جو · پستانک
-
فعالیت مجازی
-
متغیر مجازی
-
ضمیر پوچواژهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن