ترجمه "Elapsed" به فارسی

سپری شده ترجمه "Elapsed" به فارسی است.

Elapsed

Completed or passed. The measured duration of an event.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپری شده

    Completed or passed. The measured duration of an event.

    hence it was, that not till a considerable interval had elapsed, did it transpire upon the Pequod's decks.

    بدین سبب بود که تا مدت مدیدی سپری نشد خبر بر عرشههای پکوئود نشر نیافت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Elapsed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

elapsed adjective verb

Simple past tense and past participle of elapse. [..]

+ اضافه کردن

"elapsed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای elapsed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Elapsed" با ترجمه به فارسی

  • زمان سپری شده
  • هک یاهلاس امشرمع تدم لوط رد( یضقنم یاهلاس)دیا هدرکن راک نیبام
  • (زمان) منقضی شدن · سرآمدن · سپری شدن · منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
  • منقضی شدن، گذشتن
  • (زمان) منقضی شدن · سرآمدن · سپری شدن · منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
اضافه کردن

ترجمه های "Elapsed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه