ترجمه "elapse" به فارسی

گذشتن, سرآمدن, (زمان) منقضی شدن بهترین ترجمه های "elapse" به فارسی هستند.

elapse verb دستور زبان

(intransitive, of time) To pass or move by. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذشتن

    verb

    More than ten days elapsed before I had again any conversation with her.

    پس از گذشتن ده روز دوباره با او گفتوگویی داشتم.

  • سرآمدن

  • (زمان) منقضی شدن

  • ترجمه های کمتر

    • سپری شدن
    • منقضی شدن
    • همراه رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elapse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Elapse
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقضی شدن، گذشتن

عباراتی شبیه به "elapse" با ترجمه به فارسی

  • سپری شده
  • زمان سپری شده
  • هک یاهلاس امشرمع تدم لوط رد( یضقنم یاهلاس)دیا هدرکن راک نیبام
اضافه کردن

ترجمه های "elapse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه