ترجمه "Emperor" به فارسی
شاهنشاه، شهنشاه, امپراطور, امپراتور بهترین ترجمه های "Emperor" به فارسی هستند.
Emperor
proper
The title of an emperor. [..]
-
شاهنشاه، شهنشاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Emperor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
emperor
noun
دستور زبان
The male monarch or ruler of an empire. [..]
-
امپراطور
nounruler of an empire
The emperor, and all his court, came out to meet us.
امپراطور و همه درباریان برای دیدن ما از شهر بیرون آمده بودند.
-
امپراتور
nountype of monarch
It was the same Roman emperors face, and imperially unperturbed by threats of insurrection.
چهرهی رای نر چهرهی همان امپراتور رومی بود که از رگههای تشویش شاهانه اضطرابی بهخود راه نمیداد.
-
قیصر
for as the gladiator said to the emperor
من به شما میگویم همان را که پهلوانان قدیم به قیصر خطاب میگفتند
-
ترجمه های کمتر
- شاهماهي
- لاترینوس
- (جانورشناسی) پروانه ی امپراتور (تیره های Nymphalidae و Saturniidae)
عباراتی شبیه به "Emperor" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) پنگوئن امپراتور (بزرگترین گونه ی پنگوئن و بومی جنوبگان : Aptenodytes porsteri) · پنگوئن امپراتور · پنگوئن فرمانفرما
-
مرغ بهشت امپراتور
-
پنگوئن امپراتور
-
فرشته امپراطور
-
امپراتور زرد
-
امپراتور دریا
-
شاهماهي
-
یائو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن