ترجمه "Enclosure" به فارسی

ضمیمه – پیوست, ضمیمه, حصار بهترین ترجمه های "Enclosure" به فارسی هستند.

Enclosure
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمیمه – پیوست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Enclosure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

enclosure noun دستور زبان

(countable) Something enclosed, i.e. inserted into a letter or similar package. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمیمه

    noun
  • حصار

    noun

    A weak enclosure between the jaguars and the tigers.

    ما بينِ پلنگ ها و بَبرها حصار کِشيديم...

  • پيوست

  • ترجمه های کمتر

    • محوطه
    • جایگاه
    • نرده
    • محفظه
    • پیراگیری
    • سرپوشیده
    • گردگیری
    • ساحت
    • فراگیری
    • (زمین یا جای محصور) چاردیواری
    • (نامه و غیره) پیوست
    • (چیزی که دور چیز دیگری را بگیرد) دیوار
    • احاطه کردن
    • بارو (و غیره)
    • تابلو برق
    • درون بست (در برابر: برون بست exclosure)
    • دیوار کشی
    • ضمیمه – پیوست
    • محصور سازی
    • گرد بند

تصاویر با "Enclosure"

عباراتی شبیه به "Enclosure" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Enclosure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه