ترجمه "enclosed" به فارسی

تسويپ هب, ضميمه شده بهترین ترجمه های "enclosed" به فارسی هستند.

enclosed adjective verb دستور زبان

contained within a three dimensional container [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسويپ هب

  • ضميمه شده

    the state has allocated the enclosed funds for your library project

    ايالت ، وجه ضميمه شده را براي طرح کتابخانه شما تخصيص داده است

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enclosed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enclosed" با ترجمه به فارسی

  • مقدمات
  • (در بسته یا پاکت و غیره قرار دادن معمولا به همراه چیزی دیگر) به همراه فرستادن · احاطه کردن · به پیوست فرستادن · حاوی بودن · حبس کردن · حصارکشی کردن · در جوف فرستاندن · دورگرفتن · ضمیمه کردن · ضمیمه کردن – پیوست کردن · فرا گرفتن · محصور کردن · محکم گرفتن · پیراگیری کردن · پیچیدن · گردگیری کردن
  • گودال
  • (در بسته یا پاکت و غیره قرار دادن معمولا به همراه چیزی دیگر) به همراه فرستادن · احاطه کردن · به پیوست فرستادن · حاوی بودن · حبس کردن · حصارکشی کردن · در جوف فرستاندن · دورگرفتن · ضمیمه کردن · ضمیمه کردن – پیوست کردن · فرا گرفتن · محصور کردن · محکم گرفتن · پیراگیری کردن · پیچیدن · گردگیری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "enclosed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه