ترجمه "enclave" به فارسی
درونبوم, برونبوم, (بخشی از یک ناحیه یا کشور که از چندسو توسط سرزمین کشور دیگری احاطه شده باشد) سرزمین محصور بهترین ترجمه های "enclave" به فارسی هستند.
enclave
verb
noun
دستور زبان
A political, cultural or social entity or part thereof that is completely surrounded by another. [..]
-
درونبوم
-
برونبوم
territory entirely surrounded by another territory
-
(بخشی از یک ناحیه یا کشور که از چندسو توسط سرزمین کشور دیگری احاطه شده باشد) سرزمین محصور
-
ترجمه های کمتر
- (واحد فرهنگی کوچکتر که در درون فرهنگی بزرگتری قرار داشته باشد) درون فرهنگ
- تحت محاصره
- فرهنگ اقلیت
- قلمروبسته (در برابر: برونبوم exclave)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enclave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enclave" با ترجمه به فارسی
-
درونبوم و برونبوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن