ترجمه "Endeavor" به فارسی

تلاش، کوشش, کوشش, کوشش کردن بهترین ترجمه های "Endeavor" به فارسی هستند.

Endeavor
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلاش، کوشش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Endeavor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

endeavor verb noun دستور زبان

A sincere attempt. A determined or assiduous effort towards a specific goal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوشش

    noun

    a sincere attempt

    But by desperate endeavor we at last shot into a temporary opening;

    اما ما با کوشش نومیدانه دست آخر به میان فضای باز ناپایداری راه یافتیم.

  • کوشش کردن

    verb

    attempt through application of effort

  • تلاش

    noun

    Very quickly she realized the futility of this endeavor.

    او خیلی زود به بیحاصلی این تلاش پی برد.

  • ترجمه های کمتر

    • سعی
    • مجاهدت
    • تلاش کردن
    • همت
    • پروژه
    • جدوجهد
    • تقلا
    • تخشیدن
    • کوشیدن
    • (در انگلیس می نویسند: endeavour)
    • (معمولا با مصدر می آید) کوشیدن
    • تقلا کردن
    • جد و جهد
    • جدوجهد کردن
    • سعی بلیغ
    • سعی کردن
    • همت کردن

عباراتی شبیه به "Endeavor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Endeavor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه