ترجمه "endemic" به فارسی
بومی, بیماری بومی, محلی بهترین ترجمه های "endemic" به فارسی هستند.
endemic
noun
adjective
دستور زبان
Native to a particular area or culture; originating where it occurs. [..]
-
بومی
adjectivefor a lot of technologies to become really endemic to us,
برای بسیاری از تکنولوژی ها تا واقعا برای ما بومی شوند،
-
بیماری بومی
cholera was endemic not only in the city but along most of the Caribbean coast and the valley of the Magdalena
وبا در شهر و تقریباً در تمام سواحل کارائیب و رودخانه ماگندالنا، به صورت یک بیماری بومی درآمد،
-
محلی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (بیماری) بوم گیر (در برابر: همه گیر epidemic)
- (گیاه و جانور و رسم و سنت و غیره) ویژه ی محل به خصوص
- بیماری بوم گیر
- جابجا نشده
- جانور بومی
- سنت بومی (و غیره)
- محلی (endemical هم می گویند)
- گیاه بومی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " endemic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Endemic
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Endemic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Endemic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "endemic" با ترجمه به فارسی
-
بومگیرها · بيماريهاي بومي · زياگيرها
-
تراکم بومی
-
زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
-
مختص یک دیار · ویژه یک قوم
-
تیفوس آندمیک
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
-
ارقام بومی · واریتههای بومي
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن