ترجمه "endemical" به فارسی
مختص یک دیار, ویژه یک قوم بهترین ترجمه های "endemical" به فارسی هستند.
endemical
adjective
دستور زبان
(archaic) endemic [..]
-
مختص یک دیار
-
ویژه یک قوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " endemical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "endemical" با ترجمه به فارسی
-
بومگیرها · بيماريهاي بومي · زياگيرها
-
تراکم بومی
-
زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
-
(بیماری) بوم گیر (در برابر: همه گیر epidemic) · (گیاه و جانور و رسم و سنت و غیره) ویژه ی محل به خصوص · بومی · بیماری بوم گیر · بیماری بومی · جابجا نشده · جانور بومی · سنت بومی (و غیره) · محلی · محلی (endemical هم می گویند) · گیاه بومی
-
تیفوس آندمیک
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
-
ارقام بومی · واریتههای بومي
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن