ترجمه "Excess" به فارسی
اضافی, اضافه, مازاد بهترین ترجمه های "Excess" به فارسی هستند.
-
اضافی
One simply siphons the excess thoughts from one's mind, pours them into the basin
آدم میتونه افکار اضافی شو از سرش دربیاره و توی این قدح به ریزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Excess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The state of surpassing or going beyond limits; the being of a measure beyond sufficiency, necessity, or duty; that which exceeds what is usual or proper; immoderateness; superfluity; superabundance; extravagance; as, an excess of provisions or of light. [..]
-
اضافه
adjective nounSowing in a crop already established; for sowing excess quantity of seed use
بذرافشانی در حالی که قبلا محصولی در آن کاشته شده باشد؛ برای میزان اضافه کاشت بذر به کار برید ""نرخهای بذرافشانی""
-
مازاد
adjective nounTime, doctor, I have an unfortunate excess of.
.زمان ، دکتر من ، زمان مازاد رقت باري دارم
-
زیادتی
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- افراط
- اضافی
- زائد
- زیادی
- فزونی
- فرط
- زیاده
- افزونی
- فراوانی
- حشو
- اضافات
- افزودی
- بیشکاری
- بیشی
- سرک
- وفور
- اضافی – زیادی
- افراط کاری
- بی اعتدالی
- بیش بود
- حشو و زواید
- زیاده روی
- مانده
عباراتی شبیه به "Excess" با ترجمه به فارسی
-
مفرط، بیش از اندازه
-
بیشوزنی · وزن اضافي · چاقي
-
مانده مآزاد وجوه نقد
-
مالیات بر سود اضافه – مالیات بر سود مآزاد
-
حساب اضافه برداشت – حساب مآزاد بر تخصیص
-
مآزاد تلفیق
-
شاخص ارزش اضافی فعلی
-
فزونیهای غذایی