ترجمه "exceptor" به فارسی

استثناکننده, ایرادگیر, معترض بهترین ترجمه های "exceptor" به فارسی هستند.

exceptor noun دستور زبان

someone who takes exceptions [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استثناکننده

  • ایرادگیر

  • معترض

  • ترجمه های کمتر

    • خرده گیر
    • نکته گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exceptor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "exceptor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه