ترجمه "FOIL" به فارسی
فویل, فلوره, ورقه بهترین ترجمه های "FOIL" به فارسی هستند.
FOIL
verb
proper
دستور زبان
A particular algorithm for multiplying two binomials. [..]
ترجمه خودکار " FOIL " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"FOIL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FOIL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
foil
verb
noun
دستور زبان
A very thin sheet of metal. [..]
-
فویل
thin sheet of metal
This is some aluminum foil, right? You use it in the kitchen.
این یه فویل آلومینیومی هست، درسته؟ تو آشپزخونه بکار می ره.
-
فلوره
fencing weapon
-
ورقه
noun... that you nearly destroyed our entire planet with speaker cable and aluminum foil.
نزديک بوده با يه ورقه ي آلومينيومي و کابل اسپيکر
-
ترجمه های کمتر
- زرورق
- بهنما
- زرک
- شفافیت
- (با صفحه ی فلزی) پشت بند زدن به
- (با ورقه ی فلزی یا زرورق) پوشاندن
- (جمع)شمشیربازی (با این نوع شمشیر)
- (در شکار با سگ تازی) رد گم کردن
- (شخص یا چیزی که برای بهتر جلوه دادن شخص یا چیز دیگر به کار می رود)وجه تقابل
- (قدیمی) رد گم کنی
- (قدیمی) ردپا (ی شکار)
- (معماری گوتیک) فضا یا تزیین برگ مانند میان دو پنجره
- (نادر) بهنمایی کردن
- (ورقه ی براق فلز که زیر جواهر بدلی می گذارند تا براق بنمایند) زیربند
- (کار یا نقشه های کسی را) خنثی کردن
- آشکار ساز
- آشکار کردن (ازطریق مقایسه)
- بوی انسان یا حیوان مورد تعقیب را نیافتن یا گم کردن
- بوی شکار(که تعقیب کنندگان را راهنمایی می کند)
- بی نتیجه گذاردن
- بی هنایش کردن
- بیهوده کردن
- جلوه نما
- جلوه گر ساز
- جلوه گر کردن
- خنثی سازی
- زخمی کردن
- شمشیر ویژه ی شمشیربازی (شمشیر باریک و دراز که نوک تیز آن را با دکمه فلزی پوشانده اند تا بی آسیب باشد)
- صفحه یا لایه ی فلزی پشت آینه
- عاطل و باطل سازی
- عقیم سازی
- عقیم گذاشتن
- فلز ورق شده
- ناامید کردن
- نقش برآب کردن
- هیچ کردن
- ورقه ی نازک (فلزی)
- پشت بند آینه
- چوب لای چرخ گذاشتن
- کاغذ (آلومینیم)
- گرفتار شدن
تصاویر با "FOIL"
عباراتی شبیه به "FOIL" با ترجمه به فارسی
-
حلبی · ورق قلع
-
زرورق نقره فام · ورقه ی نازک نقره
-
ورق آلومینیومی · ورقه آلومينيمي
-
لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها · ورقهها (بستهبندي)
-
زربرگ کلفت · زرورق کلفت · ورقه ی زر · ورقه ی طلا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن