ترجمه "FROCK" به فارسی

لباس, فراک, پیراهن بهترین ترجمه های "FROCK" به فارسی هستند.

frock verb noun دستور زبان

A dress, a piece of clothing for a female, which consists of a skirt and a cover for the upper body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لباس

    noun

    She put my blue frock down beside me on the bed.

    لباس شب آبی رنگ مرا به کنار تختم گذارد.

  • فراک

    Tracy's mother dressed her in a new green frock.

    مادر تریسی، فراک بسیار زیبای سبز رنگی به تن او کرد.

  • پیراهن

    noun

    Throughout the dinner Eddie Swanson had been complaining, publicly,about his wife's new frock.

    در تمام مدتی که شام میخوردند ادی سوانسون آشکارا از پیراهن نو زنش شکایت میکرد.

  • ترجمه های کمتر

    • قبا
    • (زن) جامه
    • ردای راهبان
    • فراک پوشیدن یا پوشاندن
    • کت بلند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " FROCK " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "FROCK"

عباراتی شبیه به "FROCK" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه کشاورزان اروپا) روپوش کلفت · لباس کار پشمی
  • (به ویژه در سده ی نوزدهم) کت فراک (کت مردانه ی رسمی که تا زانو می رسید) · کت فراک
اضافه کردن

ترجمه های "FROCK" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه