ترجمه "fro" به فارسی

عقب, عقب و جلو to and fro), پس (فقط در این عبارت به کار می رود: پیش و پس بهترین ترجمه های "fro" به فارسی هستند.

fro noun adverb دستور زبان

(archaic) From; away; back or backward. In modern English used only in the set phrase to and fro ("back and forth"). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عقب

    over this he passed his hands to and fro, muttering words under his breath.

    و او دستش را مقابل این فضا جلو و عقب برد و زیر لب کلماتی را زمزمه کرد.

  • عقب و جلو to and fro)

  • پس (فقط در این عبارت به کار می رود: پیش و پس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fro" با ترجمه به فارسی

  • جلو و عقب · رفت و برگشت · نوسانی · پس و پیش
  • نوسان · پس و پیش روی
اضافه کردن

ترجمه های "fro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه