ترجمه "frizzled" به فارسی

سرخ کردن ترجمه "frizzled" به فارسی است.

frizzled verb

Simple past tense and past participle of frizzle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frizzled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frizzled" با ترجمه به فارسی

  • (از راه برشته کردن یا سرخ کردن) ترد و خشک کردن · (هنگام سرخ کردن خوراک) جلز و ولز کردن · جز جز کردن · جعد · دارای فرهای ریز کردن · فر ریز · وز · وز وزی کردن · پیچیدن
اضافه کردن

ترجمه های "frizzled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه