ترجمه "Factorage" به فارسی
حقالعمل کاری, دلالی, کارگزاری بهترین ترجمه های "Factorage" به فارسی هستند.
Factorage
-
حقالعمل کاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Factorage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
factorage
noun
دستور زبان
The commission paid to a factor [..]
-
دلالی
-
کارگزاری
-
سازگری
-
ترجمه های کمتر
- مباشرت
- کمیسیون
- درصد
- (بازرگانی) نمایندگی
- حق العمل کاری، حق العمل
- حق دلالی
- هزینه ی کارگزاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن