ترجمه "Fee" به فارسی
بها, دستمزد, مزد بهترین ترجمه های "Fee" به فارسی هستند.
Fee
-
بها
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fee
verb
noun
دستور زبان
A monetary payment charged for professional services. [..]
-
دستمزد
nounprice one pays as remuneration for services
I'm a doctor, you know, and I'll call that kiss my fee.
ميدوني ، من يه دکترم ، اون بوسه رو بعنوان دستمزد قبول ميکنم.
-
مزد
nounAfter you've paid me my 30% finder's fee, of course.
بعد از اينکه 30درصد مزد منو داديد
-
حق الزحمه
The two men agreed on the fee, a modest one
دو مرد دربارهٔ حق الزحمه که جزئی بود توافق کردند
-
ترجمه های کمتر
- شهریه
- پول
- ملک
- ورودیه
- اجرت
- پردازانه
- تیول
- مزده
- (بیشتر در مورد خدمات اداری و حقوقی و پزشکی و آموزشی) اجرت
- (در اصل) زمینی که در مقابل بیگاری از سوی ارباب فئودال به رعیت داده می شد
- (نادر) انعام
- انعام دادن
- بیگاری یا دیگروظایف ناشی از اعطای این نوع زمین
- حق التدریس
- حق الوکاله
- حق داشتن این نوع زمین
- حق عضویت
- حق ویزیت
- ملک قابل ارث گذاری
- پای مزد
- پول ویزیت
عباراتی شبیه به "Fee" با ترجمه به فارسی
-
انعام
-
اهدزمتسد
-
(ورزش گلف) ورودیه جهت بازی در زمین گلف
-
اجرت؛ پاداش
-
دستمزد
-
حق تدریس · شهریه
-
هزینه بعلاوه سود
-
حق الزحمه محتمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن