ترجمه "Flexible" به فارسی

قابل انعطاف, نرم, تغییرپذیر بهترین ترجمه های "Flexible" به فارسی هستند.

Flexible
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابل انعطاف

    in that it allows us to create cheaper and flexible electronics.

    بطوريكه به ما امكان خلق الكترونيكهاى ارزانتر و قابل انعطاف را مىدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Flexible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

flexible adjective noun دستور زبان

Capable of being flexed or bent without breaking; able to be turned, bowed, or twisted, without breaking; pliable; not stiff or brittle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرم

    noun

    If the branch were flexible, it changed into a whip.

    وقتی که شاخه نرم و خمیده بود، تبدیل به شلاق میشد.

  • تغییرپذیر

  • کشدار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • انعطاف پذیر
    • با نرمش
    • خم شدنی
    • خم پذیر
    • دگرسان پذیر
    • دگرش پذیر
    • قابل انعطاف
    • قابل تعدیل و تنظیم
    • میزان کردنی

تصاویر با "Flexible"

عباراتی شبیه به "Flexible" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Flexible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه