ترجمه "flexibility" به فارسی
انعطافپذیری مفصل, تغییرپذیری, نرمی بهترین ترجمه های "flexibility" به فارسی هستند.
flexibility
noun
دستور زبان
The quality of being flexible; suppleness; pliability. [..]
-
انعطافپذیری مفصل
range of motion in a joint
-
تغییرپذیری
-
نرمی
-
ترجمه های کمتر
- رامی
- انعطاف پذیری
- خوی رام شونده
- قابلیت انحنا
- پیچ خوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flexibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flexibility
-
انعطاف
Flexible, but don't move.
اونا یه مشت فیبر کربنی انعطاف پذیرن ، ولی قادر به حرکت نیستند.
عباراتی شبیه به "flexibility" با ترجمه به فارسی
-
افاماس · سیستم تولید انعطاف پذیر
-
بستههای انعطافپذیر
-
انحراف بودجه انعطاف پذیر
-
قیمت قابل انعطاف
-
زمان کار متغیر
-
قیود قابل انعطاف · قیود قابل انعطاف، در این الزامات تاریخ خاصی برای کار تعریف نشده است، بلکه تنها به کارهای قبلی و بعدی خود محدودند.
-
انعطاف پذیری عملکردی
-
برنامه زمان بندی قابل انعطاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن