ترجمه "Fumble" به فارسی

اشتباه, فامبل, (با دست ولی بدون نگاه کردن دنبال چیزی گشتن) کورمال کردن بهترین ترجمه های "Fumble" به فارسی هستند.

fumble verb noun دستور زبان

(transitive, intransitive) To idly touch or nervously handle [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتباه

    noun

    Fumbling to break through.

    . اشتباه کردن براي اينکه موفق شي

  • فامبل

  • (با دست ولی بدون نگاه کردن دنبال چیزی گشتن) کورمال کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (با ناشیگری یا بی قوارگی) دستکاری کردن
    • (به طور دست و پا چلفتی) دست مالی کردن
    • (فوتبال امریکایی) افتادن توپ (از دست بازیکن)
    • (چیزی را) خراب کردن
    • (کورمال کورمال و با ناشیگری) جلو رفتن یا راه خود را باز کردن
    • اشتباه کردن
    • فامبل کردن
    • مرتکب خطا شدن
    • من من کردن
    • ناشیانه عمل کردن
    • ناشیانه گفتن
    • ور رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fumble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Fumble" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fumble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه