ترجمه "Generalization" به فارسی

تعمیم, تعمیم, عمومیت بهترین ترجمه های "Generalization" به فارسی هستند.

Generalization
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعمیم

    Generalizing from small samples of data is the bread and butter of science.

    تعمیم با استفاده از نمونههای کوچکی از دادهها یکی از مسائل اصلی در علم است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Generalization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

generalization noun دستور زبان

(American) Alternative spelling of generalisation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعمیم

    extension of a concept to less-specific criteria

    Well, babies have to generalize from small samples of data all the time.

    خب، کودکان همواره باید نمونههای کمی از دادهها را تعمیم دهند.

  • عمومیت

    noun

    and moves to generalizations about nature called natural laws,

    جهت عمومیت دادن به طبیعت که اصطلاحاْ قوانین طبیعی نام دارد و در صورت

  • اطلاق

    That's a vulgar generalization.

    اون يک اطلاق عاميانه بهشه.

  • ترجمه های کمتر

    • تعميم
    • همگانش
    • کلیت
    • اصل کلی
    • عقیده یا اظهار نظر کلی
    • نتیجه گیری کلی
    • نکته کلی
    • کلی بافی
    • کلی گویی

عباراتی شبیه به "Generalization" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Generalization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه