ترجمه "Grass" به فارسی
علف, علف, چمن بهترین ترجمه های "Grass" به فارسی هستند.
A surname. [..]
-
علف
nounعلف (فیلم)
Grass, is all right; the hanging cups of fritillaries admirable;
گفتن آن که علف پس مینشیند بد نیست، سخن از لالههای واژگون تحسین برانگیز است،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Grass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(countable, uncountable) Any plant of the family Poaceae, characterized by leaves that arise from nodes in the stem, wrap around it for a distance, and leave, especially those grown as ground cover rather than for grain. [..]
-
علف
nounground cover plant
If we were hungry, we'd just eat grass and we wouldn't be hungry anymore.
اگر گرسنه باشیم ، فقط علف میخوریم و دیگه گرسنه نمیمونیم.
-
چمن
nounlawn [..]
I hesitated on the back deck, looking at the frost tipped blades of grass.
در ایوان پشتی مکث کردم و به تیغ ههای چمن شبنم پوش نگاه کردم.
-
سبزه
nounground cover plant
Sheep walked for a while biting the grass, but soon the hills were empty again.
گوسفندان زمانی آنجا گشتند و از آن سبزهها چریدند، اما تپهها دوباره خالی شد.
-
ترجمه های کمتر
- گراس
- واش
- فرزد
- چمنزار
- علفزار
- مرغ
- مرتع
- مرغزار
- واس
- علوفه
- اندازه
- جاسوس
- چراگاه
- چراندن
- گرس
- درجه
- (انگلیس - خودمانی) خبرکش
- (عامیانه) ماری جوانا
- (پارچه و غیره را برای رنگ پریده شدن زیر آفتاب) روی چمن پهن کردن
- (گیاه شناسی) وابسته به جگن ها (تیره ی Poaceae و راسته ی Cyperales که تک لپه ای بوده و شامل گندم و جو و نیشکر و ذرت و خیزران می شود)
- با علف پوشاندن
- جاسوسی کردن
- محوطه ی چمن کاری
- مخفیانه به پلیس گزارش دادن
- واس زار
- چمن کردن
- گونترگراس (رمان نویس آلمانی)
تصاویر با "Grass"
عباراتی شبیه به "Grass" با ترجمه به فارسی
-
علف رودز · کلوریس گایانا
-
(گیاه شناسی) علف خیزاب (جنس Eriophorum از خانواده ی sedge)
-
(گیاه شناسی) چمن گلف (نوعی آروا: Agrostis stolonifera که در جاهای مرطوب بهتر می روید و در زمین های گلف کاشته می شود)