ترجمه "Greenland" به فارسی

گرینلند, گروئنلند, Grinland بهترین ترجمه های "Greenland" به فارسی هستند.

Greenland proper noun

A large self-governing island in North America that is politically a part of the Kingdom of Denmark. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرینلند

    proper

    A large self-governing island in North America [..]

    Not enough to keep the ice in Greenland from crashing into the ocean.

    برای حفظ یخهای گرینلند از شکستن و فرو رفتن در اقیانوس کافی نیست.

  • گروئنلند

    a large self-governing island in North America

    in whose bodies have been found the barbs of harpoons darted in the Greenland seas.

    که در بدنهایشان خارهای زوبینهایی به دست آمده است که در دریاهای گروئنلند به طرفشان پرتاب شده بود.

  • Grinland

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Greenland " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

greenland

geographic terms (below country level)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرینلند

    proper

    geographic terms (below country level)

    Not enough to keep the ice in Greenland from crashing into the ocean.

    برای حفظ یخهای گرینلند از شکستن و فرو رفتن در اقیانوس کافی نیست.

  • گرینلند (بزرگترین جزیره ی جهان که بخش خود مختاری از کشور دانمارک است)

تصاویر با "Greenland"

عباراتی شبیه به "Greenland" با ترجمه به فارسی

  • یخ سنگ
  • گرینلندی
  • گوزن شمالی
  • کوسه گرینلند · გრენლანდიური პოლარული ზვიგენი
  • دریای گرینلند
  • سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
  • (بخشی از اقیانوس منجمد شمالی که در خاور گرینلند قرار دارد) دریای گرینلند · دریای گرینلند
  • سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
اضافه کردن

ترجمه های "Greenland" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه