ترجمه "greening" به فارسی
سبزرنگشدگی, (در امور سیاسی و اجتماعی) بصیرت پیدا کردن, انواع سیب های سبز بهترین ترجمه های "greening" به فارسی هستند.
greening
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of green. [..]
-
سبزرنگشدگی
-
(در امور سیاسی و اجتماعی) بصیرت پیدا کردن
-
انواع سیب های سبز
-
ترجمه های کمتر
- با تجربگی
- درخت کاری، جنگل کاری
- درختکاری جنگل کاری
- رسیدن از بی تجربگی به پختگی
- سبز سازی
- سیب سبز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greening" با ترجمه به فارسی
-
متمایل به سبز
-
کوه های گرین مانتاین (بخشی از رشته کوه آپالاچیان که در امتداد طول ایالت ورمانت در آمریکا قرار دارد)
-
(امروزه) هر شهری که کعبه ی عشاق مشتاق ازدواج است · شهر مرزی گرتناگرین (اسکاتلند - سابقا عشاق فراری انگلیس برای ازدواج به آن جا می رفتند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن