ترجمه "Grind" به فارسی

کار یکنواخت کردن, ساییدن, خرد کردن بهترین ترجمه های "Grind" به فارسی هستند.

Grind
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار یکنواخت کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Grind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

grind verb noun دستور زبان

A specific degree of pulverization of coffee beans. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساییدن

    Verb
  • خرد کردن

    Verb

    All that grinding and stirring, eh?

    همه اون خرد کردن ها به هم زدنها, هان ؟

  • خاییدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خردکردن
    • قردادن
    • کویستن
    • چرخ سنباده/سمباده، سنگ، چاقو تیزکن
    • پرکار
    • (با خرد کردن یا آسیاب کردن) تولید کردن
    • (خودمانی) سخت کار یا مطالعه کردن
    • (خودمانی) کمر را دایره وار چرخاندن 4
    • (چاقو و غیره را با چرخ سنباده) تیز کردن
    • آرد شدنی
    • آرد(پودر) کردن یا شدن
    • آس کردن یا شدن
    • آسیاب شدنی
    • آسیاب کردن
    • با چرخاندن دسته دستگاهی را به کار انداختن
    • تیز کردن
    • جان کندن 1
    • جان کنی
    • جان کنی 2
    • خرد شدن
    • خمیر کردن
    • دندان قروچه کردن 0
    • دندان ها را به هم ساییدن
    • رقص کمر 5
    • رنده کردن
    • شاگرد درس خوان و زحمت کش 3
    • ظلم و جور کردن
    • لگدمال کردن
    • مصیبت زده کردن
    • میزان آرد یا پودر شدگی
    • چگونگی آسیاب شدگی
    • کار سخت و طاقت فرسا
    • کارگر زحمتکش
    • کوشش کردن

عباراتی شبیه به "Grind" با ترجمه به فارسی

  • ماشین سنگزنی
  • گرد قهوه (ویژه ی ماشین قهوه سازی فیلتردار)
  • آسیابکردن · تیزکن · تیزکنی · خردكردن · ستم امیز · سنگزنی · طاقت فرسا
  • خواستن
  • ستم کردن
  • آسیابکردن · تیزکن · تیزکنی · خردكردن · ستم امیز · سنگزنی · طاقت فرسا
اضافه کردن

ترجمه های "Grind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه