ترجمه "grimness" به فارسی
سختی, بدسیمایی, ترشی بهترین ترجمه های "grimness" به فارسی هستند.
grimness
noun
دستور زبان
The characteristic or quality of being grim [..]
-
سختی
noun -
بدسیمایی
-
ترشی
noun
-
ترجمه های کمتر
- عبوسی
- تلخی و خشونت
- قیافه شوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grimness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grimness" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - خودمانی) بد · (انگلیس - خودمانی) بیمار · افسرده · بی رحم · تاریک · ترسناك · ترسناک · تسلی ناپذیر · تسلیم ناپذیر · تیره · جدی · جگرسوز · خشم آلود · خشن · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته · دلتنگ کننده · دلخراش · دلسرد · دژم · رنج افزا · زننده · سبع · سخت · سرکش · سهمگین · ظالم · عبوس · مخوف · مریض · مصمم · ملالت انگیز · ناخوش · ناخوشایند · هولناک · وابسته به موضوع های ناخوشایند · وحشی · پریشان کننده
-
غار غمانگیز
-
(انگلیس - خودمانی) بد · (انگلیس - خودمانی) بیمار · افسرده · بی رحم · تاریک · ترسناك · ترسناک · تسلی ناپذیر · تسلیم ناپذیر · تیره · جدی · جگرسوز · خشم آلود · خشن · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته · دلتنگ کننده · دلخراش · دلسرد · دژم · رنج افزا · زننده · سبع · سخت · سرکش · سهمگین · ظالم · عبوس · مخوف · مریض · مصمم · ملالت انگیز · ناخوش · ناخوشایند · هولناک · وابسته به موضوع های ناخوشایند · وحشی · پریشان کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن